شهاب الدين احمد سمعانى

336

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

نيست كه به درگاه محبوب رود ، چه كند جز آنكه دلال جمال زير پاى نهد و رحيم‌وار به در زاويهء اندهان محبّ سوخته آيد و به راز در سمع نيازش گويد 11 : بيت خيز يارا تا عتاب و جنگِ دينه كم كنيم * عهدِ امروزين به عشق و آشتى محكم كنيم كم خوريم ارْمانِ دى و كم كنيم اندوه روز * وز غمِ فردا به شادى جان و دل بىغم كنيم 12 باش تا سازيم 13 سور آشتى و عاشقى * حلقه را بر در زنيم و جنگ را ماتم كنيم عاشق و معشوق شِيم و در هم آويزيم دست * يك دل و يك جان شويم و جان و دل در هم كنيم كم زنيم از شاهراه و بر ره يك پَىْ رويم 14 * راه كوى عاشقان بر كوى زير و بم كنيم پاى همّت در معالى بر سر گردون نهيم * دستِ نعمت بر موالى چون يَمِ اعظم كنيم چون جم و كاوس هر دو مستى و مىخوارگى * گه به كأسِ كاوسى و گه به جام جم كنيم ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ ، وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ . معيّت حق - جلّ جلاله - اگرچه با عموم به علم و فرديّت است 15 و با خصوص به فضل و نصرت ، ليكن اين خطاب جان‌پرور را در دلها و جانهاى اهل معرفت اثرى عظيم است ، و تا كار به تأويل ارباب تأويل رسد محبّان و اصحاب حيرت را در خمار سماع اين كلمه هزار هزار فردوس نقد است . اصحاب الكهف كه در غار / b 111 / غيرت و مقام عزّت بودند اگرچه مرتبتى و منزلتى بلند داشتند ، حق - جلّ جلاله - از حال ايشان چنين خبر داد كه سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ ، وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ . و چون به خلوت اين امّت رسيد قال جلّ جلاله فى محكم كتابه و مبرم خطابه : ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا